اپیزود هشت

اپیزود هشت – زندگی به سبک یک کوهنورد

پادکست آرامش - اپیزود هشت

خلاصه

اپیزود هشتم پادکست آرامش، با عنوان زندگی به سبک یک کوهنورد، در مورد ارتباط نقطه آسایش افراد با میزان شادمانی آنها در زندگی است.
همچنین اهمیت تغییر و تطبیق پذیری در زندگی و شباهت آن با صعود از یک دیواره صخره ای یا یخی، مورد توجه قرار می گیرد.
در اپیزود هشت در مورد تغییرات پادکست آرامش در فصل تابستان نیز توضیح داده می شود.

 

شنیدن

یوتیوب


 
 
 

متن این اپیزود، جهت استفاده ناشنوایان و کم شنوایان

زندگی به سبک یک کوهنورد، عنوان برنامه امروزه.

در این اپیزود در مورد نقطه آسایش و ارتباطش با شادمانی صحبت می کنیم.

ضمنا در مورد تغییر و تطبیق پذیر بودن هم کمی حرف می زنیم.

 

سلام، من آرش هستم و صدای من رو در اپیزود هشتم پادکست آرامش می شنوید.

 

تا حالا هیچ برنامه تفریحی داشتید که به خاطرش لازم بوده باشه صبح زود از خواب بیدار بشید؟

مثلا تصمیم گرفته باشید یک صبح جمعه، با یکی از دوستاتون برید کوه، یا شایدم برید سفر.

به همین خاطر هم قرار گذاشتید که ساعت ۴ یا ۵ صبح از خواب بیدار بشید، تا قبل از اینکه هوا خیلی گرم بشه، یا راه خیلی شلوغ بشه، بتونید تا یک جای خوبی برسید و صبحانتون رو اونجا بخورید.

اگه این تجربه رو دارید، حتما می دونید که سخت ترین قسمت کار، اون بیدار شدن ساعت ۴ و پنج صبحه.

اون موقع آدم به خودش میگه، واقعا من چه فکری کردم؟ برای چی قرامونو نذاشتیم یکمی دیرتر؟

 

ولی حتما به این سختی غلبه کردید و می دونید که وقتی راه می افتید، یکی از بهترین و لذت بخش ترین احساسات زندگی براتون به وجود میاد.

یک ترکیبی از حس پیروزی و هیجان. پیروزی به خاطر اینکه تونستید به تمایل ذاتیتون برای تنبلی غلبه کنید، و هیجان اینکه دارید به یک سفر دلپذیر، با آدمایی که از بودن باهاشون لذت می برید، می رید.

 

همه ما آدما یک چیزی داریم به اسم نقطه آسایش داریم.

این نقطه آسایش، بر خلاف اسمش، به معنی بهترین شرایط زندگی نیست. یعنی وقتی میگن یکی تو نقطه آسایشه، معنیش این نیست که از نظر مالی یا جسمی در بهترین شرایط ممکنه.

اتفاقا معمولا برعکسه و افرادی که زیادی تو نقطه آسایششون میمونن زندگی ناشاد تر و ناموفق تری دارن.

 

نقطه آسایش در واقع مجموعه ای از عادتها و شرایط زندگیه، که مغز بهشون عادت کرده و تحت اون شرایط میتونه کارها رو تقریبا به صورت خودکار انجام بده.

روتین روزانه یا همون کارهایی که هر روز به یک شکل ثابت انجام می دید، باعث میشن این نقطه آسایش براتون به وجود بیاد. یعنی در واقع به اون برنامه روزانه عادت می کنید و بعد تغییر دادنش براتون سخت میشه.

شما هر روز که از خواب بیدار می شید، مثل هر روز گوشیتونو با همون دست بر می دارید، مستقیم میرید سراغ اینستاگرام ، بعد به همون شکل همیشگی از رختخواب میاید بیرون،

دقیقا مثل هر روز دست و صورتتونو می شورید، در طول روز به کاراتون می رسید، تا دوباره شب بشه و برگردید توی رختخواب، اینستاگرامتونو چک کنید و گوشیتونو بذارید همون جای همیشگی و بخوابید.

آدما خیلی از کارای روزانشون رو دقیقا مثل روز قبل انجام میدن، و دلیلش هم تمایل مغز شما برای موندن در شرایط شناخته شده هست.

در واقع مغز شما این شرایط شناخته شده رو به امنیت پیوند میده و هر تغییری در زندگی رو یک خطر بالقوه و در نتیجه یک دلیل برای ایجاد واکنش اضطرابی به حساب میاره.

در این مورد، در پادکست سوم بیشتر توضیح دادیم و به کسانی که با مشکل استرس مواجه هستن پیشنهاد می کنم اپیزود سه رو حتما گوش کنن.

 

حالا برگردیم به اون تجربه کوه یا سفرمون. صبح زود بیدار شدید و با یک احساس عالی دارید مسیر رو طی می کنید.

حتما انقدر این احساس خوبه و باعث هیجانتون میشه که از دوستتون می پرسید: چرا ما بیشتر کوه نمیایم؟ وقتی انقدر خوبه، چرا هر هفته تکرارش نمیکنیم؟

دوستتونم حتما مثل شما هیجان زده شده حرفاتون رو تایید می کنه، و در نتیجه به همدیگه قول می دید هر هفته برید کوه، ولی معمولا این اتفاق نمیفته و ممکنه حتی تا چند ماه بعد هم این تجربه رو تکرار نکنید.

 

همین حالت تو مسافرت هم به وجود میاد. همون وقتایی که در حین یا موقع برگشتن از یک سفر لذت بخش، یک سری هدف جدید برای خودتون میذارید،

مثلا میگید وقتی برگشتم ، ورزش کردن رو شروع میکنم.

ولی دو روز بعد از برگشتن از سفر، دوباره روی مبل لم دادید و دارید گوشیتونو چک می کنید.

اون هیجان یا احساس خوبی که موقع سفر یا کوه رفتن تجربه می کنید، به خاطر خروج از نقطه آسایشتون به وجود میاد. اون موقع چون احساس بهتری دارید تصمیمات بهتری هم برای زندگیتون می گیرید.

مشکل اینجاست که بازگشت به محیط آشنا، احساسات آشنا رو هم همراه خودش میاره و مغز از این شرایط خوشحال میشه و احساس امنیت میکنه.

به خاطر همین هم تشویقتون میکنه که در این نقطه امن یا در واقع نقطه آسایش باقی بمونید.

 

نقطه آسایش خودتون رو بشناسید. این نقطه جاییه که ممکنه توش راحت باشید، ولی لزوما خوشحال یا موفق نیستید.

یکی از اسرار شادتر و موفق تر زیستن، اینه که بر خلاف میل خودتون، یعنی در واقع بر خلاف میل مغزتون، گاه گاهی از این نقطه آسایش خارج بشید و کارهایی رو انجام بدید که به نظرتون یکمی سختن. مثل همون صبح زود بیدار شدن و کوه رفتن.

 

البته باید دقت کنید که این سختی هم باید حساب شده باشه.

جیمز کلیر توی کتابش که فکر می کنم به فارسی به اسم عادات خرد ترجمه شده باشه، توضیح میده که چطور تحقیقات نشون دادن، سختی اون فعالیتی که برای خروج از نقطه آسایش و رسیدن به اون احساس هیجان انتخاب می کنید، باید حدودا ۴ درصد بیش از توانایی های فعلی خودتون باشه.

اگر آسون تر از این باشه زود از اون فعالیت دلزده می شید و اگر سخت تر باشه، زود ازش خسته می شید.

حالا این ۴ درصد رو چطوری حساب کنیم. اگر ورزش می کنید مثلا می تونید تعداد تکرارها یا مدت زمان ورزشتون رو در نظر بگیرید و در مورد کار هم می تونید بازم مدت زمان، یا خروجی اون کارتون رو در نظر بگیرید و ۴ درصد بیشترش رو حساب کنید و بهش اضافه کنید.

 

 

پس متوجه شدیم که منظور از عنوان برنامه امروز، یعنی زندگی به سبک کوهنوردان، خروج از نقطه آسایش بوده و قرار گرفتن در اون حال خوب بوده.

ولی از بحث نقطه آسایش که بگذریم، مورد دیگه در زندگی به سبک یک کوهنورد، قابلیت تغییر و انتطباق پذیریه.

 

وقتی یک صخره نورد می خواد برای اولین بار از یک دیواره صخره ای یا یخی صعود کنه، هدفش مشخصه، ولی مسیر براش کاملا مشخص نیست.

با وجودی که سعی میکنه دیواره رو از قبل مطالعه کنه و بهترین راه احتمالی رو انتخاب کنه، ولی مطمئنا در طول مسیر، بر حسب نیاز ناچار به تغییر می شه.

 

در واقع صعود یک فرمول داره:

یک گام بردار، خودتو تطبیق بده، شرایط رو بسنج ، بهترین حرکت بعدی رو انتخاب کن.

 

زندگی هم دقیقا به همین شکله و اگرچه باید هدفهای خودتون رو مشخص کنید، ولی برای رسیدن بهشون گاهی ناچار به تغییر مسیر هستید.

درسته، باید یک راهی رو در نظر بگیرید و تلاش کنید تا از اون طریق به هدفتون برسید، ولی اگر یه جایی متوجه شدید که دارید اشتباهی می رید، بهترین کار اینه که کمی توقف کنید، شرایط رو بسنجید و مسیر جدیدی رو آزمایش کنید.

البته یک بخش از سنجیدن مسیر، میتونه مشورت با آدمایی باشه که در اون زمینه خاص تخصص دارن.

یادتون باشه که به بن بست رسیدن در یک مسیر اشتباه، فقط معنیش اینه که باید مسیرتون رو تغییر بدید و دوباره شروع کنید.

این طبیعت زندگیه.

 

حرف تغییر شد. هفته گذشته گفتیم که در فصل تابستان تغییراتی در پادکست آرامش خواهیم داشت.

تغییر اول اینه که از این بعد متن یا در واقع اسکریپت هر اپیزود پادکست رو در وب سایت قرار می دیم، که عزیزان ناشنوا و کم شنوا هم بتونن از برنامه های ما استفاده کنن.

بنابراین لطف کنید و آدرس وب سایت ما، arameshpodcast.com رو به چنین عزیزانی بدید تا اونها هم از این مطالب استفاده کنن. به زودی اسکریپت قسمتهای گذشته رو هم در وب سایت می گذاریم، و در یک آینده نزدیک سعی می کنیم برای ویدیو های یوتیوب و اینستاگرام هم زیرنویس قرار بدیم.

 

تغییر دوم اینه که در فصل تابستان، ما هر ۲ هفته یک بار پادکست خواهیم داشت. البته در هفته بین پادکستها هم سعی می کنیم براتون برنامه های مدیتیشن و ریلکسیشن منتشر کنیم.

 

ضمنا فایل صوتی همه قسمتها و مدیتیشن ها، در کانال تلگرام پادکست آرامش هم در دسترسه،

البته میدونم استفاده از تلگرام کار چندان راحتی نیست، و به همین دلیل هم برای دانلود مستقیم همه قسمتها می تونید به وب سایتمون در آدرس arameshpodcast.com مراجعه کنید.

 

اما یه تغییر دیگه ای هم که در فصل تابستان داریم، اینه که در همه قسمتها با مهمانان عزیز برنامه گفتگو نمی کنیم، ولی در قسمتهایی که اینکارو انجام می دیم من کمتر صحبت می کنم تا اون عزیزان در صورت نیاز فرصت بیشتری برای بیان مطالب تخصصیشون داشته باشن.

 

اپیزود هشتم به پایان رسید. امیدوارم تونسته باشید تا اینجا از اپیزودهای قبلی پادکست و همچنین برنامه های مدیتیشن و ریلکسیشن لذت ببرین.

من آرش هستم و تا برنامه بعدی براتون آرزوی سلامتی و آرامش دارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *